X
تبلیغات

بالاخره با کللی سلام و صلوات مستقل شدم اساسی.. البته این استقلال رو مدیون حامد بسیار عزیز هستم که خیلی سریع و بدون درد و خونریزی منو از خانواده جدا کرد و الان در خاک خوب و کود مرغوب در حال رشد و نمو هستم!

خدمتتان عرض شود که وبلاگ بلاگ اسکای ریدایرکت شده روی این سایت. اما اون یکی وردپرسیه نه. در نتیجه یه زحمت بزرگ می افته گردن دوستان عزیزی که مایلن کماکان منو تحمل کنن و اون اینه که فید سایت رو با آدرس قبلی جایگزین کنن. هزار کیلو زحمت کشیدیم (باز هم به اتفاق آقا حامد) تا بالاخره غذای سوخته مان را به خورد این وردپرس عزیز دادیم.. شما هم لطف کنید این فید را بگذارید توی گوگل ریدرتان که راحت شوید:  

 http://feeds.feedburner.com/toranjbanoo 

از این به بعد آدرسم اینه:

http://toranjbanoo.com/

نوشته شده در 1389/07/11 ساعت 19:05 توسط ترنج بانو | 0 نظر

خرگوش و لاک پشت
یکی بود، یکی نبود،
یکی دیگه هم گذاشتن روش شد دو تا.
دو دو تا هم که همه می دونن می شه چهارتا.
یه خرگوشه و یه لاک پشته می خواستن مسابقه بدن.
لاک پشته سرش رو انداخته بوده پایین عین گوسفند آروم آروم می رفته،
ولی آقا خرگوشه تند تند می رفته
ولی وسط راه وای میستاده یه قلیونی می کشیده یه اس ام اسی می زده...
حیوونای الاف جنگل جمع می شن و به خرگوشه می گن:
آقا خرگوشه! کجایی که لاک پشته داره می رسه به خط پایان؟!...
خرگوشه می گه من دپرسم؛ روحیه ی مسابقه ندارم...
می گن بهش: بابا تو خرگوشی، خرگوش که دپرس نمی شه.
می گه: ا ِه! چجوری خرگوش می تونه حرف بزنه،
می تونه مسابقه بده،
نمی تونه دپرس شه؟
این یه تناقض فسلفیه!!!
همین جا می شه که کلاغه یه در بست می گیره به خونه ش می رسه...
می بینه به به! خونه گرون شده پولدار شده.
خونه ش سه برابر شده حال می کنه...
قصه ی آموزنده ای بود؟
                                            گفتگوی حماسه با امیرحسین،
                                          قسمتی از فیلم چهارشنبه ی لعنتی 

پی نوشت: ندارد!!!

نوشته شده در 1389/07/09 ساعت 20:22 توسط ترنج بانو | 0 نظر

انشالله اگه خدا قبول کنه اسباب و اثاثیه مون رو جمع کردیم رفتیم خارج!!!! البته به شکل مجازی.
بعد از کلی مصیبت کشیدن که 99 درصدش توسط دوستان عزیزم در وبلاگ وب 3 با صبر و حوصله ی مثال زدنیشون، هانی مهربان که کللللی راهنماییم کرده، روح الله عزیز در وبلاگ بیقرار و همه ی شماهایی که برای گرفتن دامین و بقیه ی سوال هام همیشه با حوصله و مهر آماده ی کمک بودید انجام شد، دیروز بالاخره زندگی شیرین شد و من زار و زندگیم رو جمع کردم رفتم وردپرس. البته قصدم آن بود که با اسم فامیلی خودم زندگی کنم که فعلاً هنوز نشده و تحت فامیل شوهر (که همانا وردپرس باشد) روزگار می گذرانم اما به زودی طلاقم رو می گیرم و می رم روی دامین شخصی و مستقل می شم انشالله..
راستش من از بلاگ اسکای خیلی خیلی راضی بودم همیشه.. دوست داشتم اینجا رو. دروغ چرا؟ همیشه باهاش راحت بودم و هیچ مشکلی نداشتم. هر روز نسبت به قبل بهتر شد که بدتر نشد. الان هم هیچ مشکلی نداشتم جز تنوع طلبی که توی ذات منه... و زورم هم به خودم نمی رسه توی این مورد!
وظیفمه از بلاگ اسکای تشکر کنم.. خیلی خیلی هم عمیق و رسمی! برای این مدت که میزبان مهربونی بوده و اصلاً شخص من رو اذیت نکرده، فکر نمی کنم شما رو هم به عنوان بازدید کننده هیچ وقت آزرده باشه.
وبلاگ قبلی رو حذفش نکردم، ریدایرکت شده روی وبلاگ جدید. به محض جلوس کامل بر اریکه ی وردپرس فید وبلاگ رو هم می سوزونیم بره پی کارش.. اون وقت می گذارمش اینجا که دیگه اذیت نشید برای پیدا کردن و خواندمان در گودر.
باز هم ممنونم از بلاگ اسکای، از وب 3، از هانی، از روح الله، از شما البته.. بله خود شمایی که الان آمدی داری این نوشته رو می خونی چون می دونم یکی از اون کسانی هستی که بهم کلللی کمک کردی...
انشالله توی خونه ی جدید فعال تر باشم و به قول قدیمی ها برام "آمد" بیشتری داشته باشه....

نوشته شده در 1389/07/02 ساعت 15:37 توسط ترنج بانو | 0 نظر
    1         2         3         4         5         ...         68     >>
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

http://toranjbanoo.com

http://toranjbanoo.com

http://toranjbanoo.com

دختر نارنج و ترنج

دختر نارنج و ترنج

دختر نارنج و ترنج

@description

دختر نارنج و ترنج

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog